خرید بک لینک
امروز قرار بود تصویری با مهندس جان تماس بگیرم دیشبش که از خوشحالی خواب نداشتم ، خوابم میبره ولی خواب و بیدارم حتی توی خواب هم به مهندس جان فکر میکنم ، اینو به هر کسی بگم باور نمیکنه ولی من توی خواب هم به مهندس جان فکر میکنم ، اردیبهشت ماه که اصلاااااااااا خواب نداشتم یعنی همش باهم شاید ۸-۷ خوابیدم اونم نه خواب عمیق ، بلکه خواب و بیداری دیشب هم از خوشحالی خواب نداشتم صبح زود ساعت ۴ و نیم بیدار شدم و حاضر بشم برم سرکار ، ۵ میزنم بیرون چون تا برسم سرکار حدود یه ساعتی طول میکشه ، ساعت کاری تغییر کرده طبق سالهای قبل ۶ تا ۱ ظهر به محض اینکه رسیدم اداره ، صبحونه نخوردم شروع کردم گزارش ها رو آماده کردم چون میخواستم ساعت یک برم خونه با مهندس جان قرار داشتم البته هر روز مهندس جان برام پیام میفرسته ولی چون حجم کار مهندس جان بالاست و کار حساسی داره نمیشه زیاد مزاحمش بشم بالاخره ساعت یک شد و از اداره زدم بیرون ، رسیدم خونه دوش گرفتم سر و وضعم رو مرتب کردم منتظر شدم مهندس جان از سرکار برگرده ، چون اختلاف ساعت داریم بخاطر فاصله ی مکانی راست میگن راه عاشقی راه سختیه و کار هر کسی نیست کار مهندس جان طول کشید و با تاخیر آن شد ، نمیخواستم اذیتش کنم چون خیلی سرش شلوغ بود روز شلوغی داشت چون امروز اول هفته برای مهندس جان بود باهم صحبت کردیم هیجانم رو نمی تونم توصیف کنم ، احساساتم رو نمی تونم بیان کنم صحبت کردیم صحبت کردیم یه چیزهایی مهندس جان گفت که تا خدا ، قد هفت آسمون، براش خوشحال شدم و به انتخابم بالیدم حض کردم همیشه باعث افتخارم بوده و هست ، تا خدا ، تا آسمونها براش ذوق کردم قهرمان زندگی من میپرستمت الهی زنده باشی عزیزدلم بعد تماس ، موسیقی بیکلام آروم گذاشتم و اشک ریختم آنقدر ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یگانه شریعتی تاريخ: جمعه 25 خرداد 1403 ساعت: 14:43

مهندس جان عزیزدلم تولدت مبارک مون باشه عشق من الان دقیقا ساعت ۲۴:۰۰ شد ۱۸ اردیبهشت ماه چقدر من منتظر این روز بودم آخه مهندس جانم متولد میشه خدااااااااااااااااااااا عاشقتم تولدت مبارک عشق من ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یگانه شریعتی تاريخ: چهارشنبه 26 ارديبهشت 1403 ساعت: 3:29

هنوزم توی شوکم باورم نمیشه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یگانه شریعتی تاريخ: سه شنبه 18 ارديبهشت 1403 ساعت: 9:16

ای منبع هستی و نور و انرژی و عشق بابت همه چی ازت قدردانی و سپاسگذاری میکنمای منبع عشق و انرژی ، سجده شکر به جا می آرم ولی این سجده هم نمی تونه حق شکر گذاری رو تمام و کمال به جا بیارهمن با تموم وجودم در برابر عظمت و قدرت و کرم تو ای منبع هستی و عشق ، ای منبع نور و انرژی تسلیممکلیک کنیدادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یگانه شریعتی تاريخ: سه شنبه 18 ارديبهشت 1403 ساعت: 9:16

شاید باور نکنید اما دقیقا از روز دوشنبه (۱۴۰۳/۰۲/۰۳) تا به امروز یکشنبه ۱۴۰۳/۰۲/۰۹ بیشتر از ۳ یا ۴ ساعت نخوابیدم کل شبها رو تا خود صبح بیدار موندم فکر کنم مغزم هنگ کرده کلا سیستمم بهم ریخته ، نمی تونم بخوابم باورم نمیشه هنوزم که هنوزه توی شوکم ، یعنی بالاخره انتظار کشیدن تموم شد؟ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یگانه شریعتی تاريخ: سه شنبه 18 ارديبهشت 1403 ساعت: 9:16

درسته نسبت به قبلاها کمتر اینجا میام اما روزی نیست به فکرت نباشملحظه ای نیست بی یادت سپری شده باشه، همین پریشبی بس که چشای مهربونت، بس خاطرهامون رو مرور کردم ک بغضم ترکید و زدم زیر گریهمیگن هر انسانی با فرشته ی نگهبانش به این عالم میاد یعنی از روز ازل فرشته ی مقرب الهی ، در تمام طول زندگی همراه و راهنما و نگهبانش هست اگه ازش درخواست کمک کنی کمکت میکنه . فقط کافیه ازش بخوایممن خودم کلا شخصیتی دارم که سعی میکنم تا جائیکه برام مقدور هست به بقیه کمک کنم حتی اگه خسته باشم ، حتی اگه بی حوصله باشم، حتی اگه کارم زیاد باشه و سرم شلوغ باشه بازم همه ی سعیمو میکنم هر کاری از دستم بر بیاد برای بقیه انجام میدم بی هیچ چشمداشتی و لذت میبرم از اینکه تونستم کسیرو خوشحال کنم حس خوبی بهم دست میده . وقتی لبخند رضایتشو می بینم خودم بیشتر از طرف مقابل لذت میبرم و خوشحال میشم.حالا من که فرشته ی راهنما نیستم یه انسان معمولی هستمولی فرشته ی نگهبان وظیفه ی ذاتیش کمک و راهنما بودن هستبرا همین هر روز از فرشته ی نگهبانم میخوام آقاسامانم رو به من برسونهچه جوری و چطوریش رو من نمیدونم ، من فقط ازش طلب یاری دارم . ایمان دارم از روز ازل یکی همراه من بوده و تا لحظه ای ک این عالم رو ترک میکنم منو همراهی میکنه تنها نیستم کمکم میکنه چون ازش میخوام بارها خواستمو اما مهندس جان عزیزم عشق بی پایان من ، خوشبحال خودم که عشقی چون شما دارم .. برام عزیزترینی مراقب خودت باش مغرور خوشتیپ خودم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یگانه شریعتی تاريخ: دوشنبه 27 فروردين 1403 ساعت: 3:19

گاهی اوقات آنقدر کلافه و پریشون میشم که دلم میخواد دستمو دراز کنم توی رویاهام و شمارو از دل رویاهام بکشم بیرون و با تموم وجودم بغلت کنم و ببوسمت . چقدررررررر بی تو سخت و نفس گیره مهندس جان . کاش برای دردم درمانی بود کااااااشچقدر اسمتو دوست دارم.. چقدر صداتو دوست دارم.. چقدر چشاتو دوست دارم.. چقدر دستاتو دوست دارم.. چقدر صدای خنده هاتو دوست دارم... چقدر صدای قدم هاتو دوست دارم .. چقدر صدای نفس هاتو دوست دارم... همشو بینهااااااااایت دوست دارم بینهایت عزیزدلم ، تنها یه خواهشی ازت دارم مهندس جان میشه به من زنگ بزنی بازم مثل هميشه بخندی و برام حرف بزنی ؟! میشه؟؟؟؟ همین من فقط با خودت حالم خوب بود، مهندس جان شما خود زندگی بودی *کفر مطلق شده ام دایره ای بی وترم * نوشته شده در شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۴۰۳ساعت 22:38 توسط khersi| ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یگانه شریعتی تاريخ: دوشنبه 27 فروردين 1403 ساعت: 3:19

حتی به وبلاگ مون سر نمیزنی نمیدونم چرا؟

یعنی حتی یه ذره دلتنگ نمیشی؟

حتی یواشکی نمیای اینجا آخه چرا؟

هميشه میگفتی از دور حواست بهم هست

مهندس جان فردا پس فردا روز مرد هستش

پیشاپیش روزت مبارک مرد خوشتیپ و خوش اخلاق و خنده روی خودم

الهههههی شاد و سلامت و خوشبخت باشی عزیزدلم

نوشته شده در سه شنبه سوم بهمن ۱۴۰۲ساعت 11:46 توسط khersi|

برچسب: نویسنده: یگانه شریعتی تاريخ: دوشنبه 30 بهمن 1402 ساعت: 20:27

ای آرزوی مخفی من نمیرود خیالت از خاطر و یاد من

ای آشناتر از خودم، ای تو همزاد من نمیرود خیالت از خاطر و یاد من

مهندس جان همه ی وجودم عاشقتم

نوشته شده در یکشنبه هشتم بهمن ۱۴۰۲ساعت 17:55 توسط khersi|

برچسب: نویسنده: یگانه شریعتی تاريخ: دوشنبه 30 بهمن 1402 ساعت: 20:27

مهندس جان عزیزدلم الههههی هر جا که هستی شاد و تندرست و سلامت لحظه هاتو سپری کنی قربدنت برم مهندس جان بذار یه چیزی رو بهت بگم هر وقت به شما فکر کردم باورکن باورکن به پهنای صورتم اشک ریختم شاید باور نکنی من خیلی مقاومم یعنی همینجوری اشکم جاری نمیشه اما تا به شما فکر میکنم چنان سیل وار اشک می ریزم که صورتم غرق اشک میشه مهندس عشقم حتی الانم که برات می نویسم اشک تو چشام حلقه زده و فقط کافیه چشامو ببندم تا سرازیر بشه تا نبینی باورت نمیشه عشقممن پدرمو از دست دادم خودت میدونی ولی اینجور براش اشک نریختم اینجور از فراقش بی نابی نکردم اما در فراق شما چه بی تابی ها چه اشک ها ریختم طوریکه انگار زیر دوش آب بودم مهندس جان قسم به هستی که لحظه ای فراموشت نکردم بعضی ها میگن پاره ی تنیه عده میگن نفس ، عده ای هم میگن تمام من دیدی یه مادر چطور بیقرار بچه ش میشه ، اینجوری بیقرارتم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یگانه شریعتی تاريخ: دوشنبه 2 بهمن 1402 ساعت: 13:30

مهندس جان دیوونه وار دوست دارم عزیزمیادته برام آهنگ داریوش رو برام فرستاده بودی اسم آهنگه *اجازه* بود به یادت هنوزم گوش میدم انقدررررر بهت فکر میکنم که توی رویاهام صورت مهربونت رو لمسمیکنم حس میکنم مهندس جان عشقم مراقب خودت باش شما به من قول داده بودی یادته گفتی بخاطر من هرکاری میکنی؟ عزیزدلم فقط مراقب خودت باش همین مهندس جان از راه دور با یه دنیا عشق می بوسمت عزیزدلمبقول شاعر:* من آنگاه فهمیدم که مرا به عشق تو آفریدن *آقاسامانم عزیزدلم بالاخره یه روزی یه جایی شمارو ملاقات میکنم مهندس جان عشقم :❤️ای ساحل آرامشم سوی تو پر میکشماز دوریت در آتشم در آتشم یا رادست از طلب ندارم تا کام من بر آیدیا تن رسد به جانان یا جان زتن بر آیدبگشای تربتم را بعد از وفات بنگرکز آتش درونم دود از کفن برآید نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی ۱۴۰۲ساعت 16:57 توسط khersi| ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یگانه شریعتی تاريخ: دوشنبه 2 بهمن 1402 ساعت: 13:30

اهفت آسمان را بر درم

واز هفت دریا بگذرم

تورو پیدا میکنم

دست از عاشق بودنت نمی کشم

ای دین و ای ایمان من دلتنگتم

نوشته شده در شنبه شانزدهم دی ۱۴۰۲ساعت 21:48 توسط khersi|

برچسب: نویسنده: یگانه شریعتی تاريخ: يکشنبه 17 دی 1402 ساعت: 16:55

سلام

کی می تونه به من کمک کنه ورودی های کنکور سال ۸۰ که رشته ی الکترونیک دانشگاه شیراز قبول شدن رو پیدا کنم؟

نوشته شده در چهارشنبه ششم دی ۱۴۰۲ساعت 21:31 توسط khersi|

برچسب: نویسنده: یگانه شریعتی تاريخ: دوشنبه 11 دی 1402 ساعت: 15:10

عاشق تر از آنم غیر تو بخوانم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یگانه شریعتی تاريخ: دوشنبه 11 دی 1402 ساعت: 15:10

مهندس جان عزیزدلم خوبی؟؟؟؟؟؟؟؟منتظرتم عزیزممگه میشه حتی لحظه ای یاد من نیافتی؟ مگه میشه یادی از من نکنی؟! اسکایپ نمیای؟ حداقل ایمیل ت رو چک کن عزیزم آخه آدم از کسی که دوسش داشته فرار میکنه؟ بیخبر میذارتش؟؟ آخه این رسم رفاقته؟؟ من گله ی شمارو پیش کی ببرم؟ آخه دلمم نمیاد ازت گله کنم بس که برام عزیزی فقط اشک می ریزم می ترسی اسکایپ آن بشی حداقل می تونی ایمیل هات رو چک کنی حداقل می تونی یواشکی بیای وبلاگمون آخه این رسمش نبود عزیزم جواب این اشکها رو کی میده؟؟ جواب اینهمه انتظار رو کی میده؟ خدائیش مهندس جان ، من که دشمنت نبودم نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آذر ۱۴۰۲ساعت 19:51 توسط khersi| ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یگانه شریعتی تاريخ: يکشنبه 3 دی 1402 ساعت: 14:01

صفحه بندی